|

مسافري كه به قصد شناخت سفر مي كند با مردمشناس وجوه مشترك بسياري دارد. برخورد او با گروهها و جوامع انساني در غالب موارد تفاوت و تشابهات او را با افرادي از فرهنگ هاي ديگر به رخ مي كشد و شايد بيش از هر چيز باعث شود كه او به مقايسه خود با ديگري بپردازد. او خود را دانسته و نادانسته در مقام نماينده فرهنگ خود مي انگارد و كساني كه از آنها عكس مي اندازد، دست بافتها و دست سازهايشان را مي خرد و از چند و چون زندگيشان ميپرسد را نه صرفاً يك شخص ديگر بلكه آدمي از فرهنگي ديگر مي انگارد. در حقيقت بيشترين سئوال هاي او به رفتارهاي فرهنگي اشخاص مربوط مي شود، نه به خصوصيات شخصيتي آنها.
مردمشناس نيز در موقعيتي مشابه قرار دارد و ذهنش بيش از هر چيز به پرسشهايي مشغول است درباره پديدههاي فرهنگي كه مي بيند، مي شنود، مي خورد و در بياني كلي تر ادراك مي كند. با اين تفاوت كه مسافر خود را با ديگري مقايسه مي كند، اما مردمشناس با تصور و ايماژي نسبتاً انتزاعي از جامعه، رفتار فرهنگي، ابژه فرهنگي و ... به سراغ سوژه تحقيق خود مي رود. با اينحال هر دو به دنبال شناخت هستند. شناخت ديگري به عنوان كسي كه صاحب آداب و رفتاري از جنس ديگر است. شايد به همين دليل است كه بسياري از مخاطبان متون، عكس ها و فيلمهاي مردمنگارانه، توريست ها و بهخصوص كوله بدوش ها (Backpacker) هستند كه سفرشان جنبه هاي شناختي تري دارد.
كتاب حكاياتي از ايران به زبان انسانشناسان كه با عنوان اصلي خاطرات مردمشناسان ايران توسط نشر افكار به چاپ رسيده است، مجموعه ايست گردآوري شده از برخي خاطرات انسان شناساني كه در ايران فعاليت داشته اند و دربردارنده بسياري بيم و اميدها و تجربه سفرهاي ريز و درشت آنان در سرزميني مملو از فرهنگ هاي گوناگون است. از اين رو خالي از فايده نيست كه علاقهمندان به سفر، بهخصوص كساني كه قصدشان از سفر نه تفريح كه تجربه كردن است، آنرا بخوانند. حتماً نكته هايي از تجربيات مردمشناسان در لابلاي سطور اين كتاب هست كه ميتواند براي مسافران نيز سودمند باشد.
حکایاتی از ایران به زبان انسان شناسان، خاطرات مردم شناسان ایران، به کوشش: ژیلا مشیری، ویراستار و طراح: علیرضا حسن زاده، ناشر: پژوهشکده مردم شناسی و نشر افکار ، چ اول ،پاییز 1387
آنچه در پي مي آيد نقدي است به قلم سميه كريمي بر كتاب خاطرات مردمشناسان ايران كه از وبسايت انسانشناسي و فرهنگ نقل مي شود:
در سال های اخیر،از عمر حدودا صد ساله انسان شناسی ایران سخن گفته اند ،دانشی که با تلاش های نویسندگانی چون هدایت ،دهخدا و جما ل زاده شروع شده است. اما آیا ما از روز هایی که این محققان در تحقیق خود سپری کرده اند خبری داریم؟از مشکلات آنان ،باور هایشان . و اندوه و غم ها یا شادی هایشان؟یکی از روش های ارزشمندی که انسان شناسان جهان در مطالعات میدانی خود از آن استفاده می کنند ،ثبت رخداد هایی ست که طی کار میدانی اتفاق می افتد .اصطلاح نوشته های میدانی ( field notes )حاوی این روش از ضبط رخداد هاست.این نوشته ها دارای ارزش های زیادی از نظر روش شناختی است و از سوی دیگر محقق انسان شناس می تواند به کمک این یادداشت ها تاثیر میدان را بر روی شخصیت و حالات روحی یا وضعیت فکری خود پس از دوره تحقیق ارزیابی کند.حتی این یادداشت ها کمک می کنند تا لغزش های محقق در پیش داوری هایش معلوم شود. کتاب خاطرات مردم شناسان ایران که از سوی پژوهشکده مردم شناسی با همکاری نشر افکار به کوشش ژیلا مشیری و با ویرایش(علمی _ ادبی) و طراحی علیرضا حسنزاده در تابستان امسال منتشر شده ،حاوی خاطرات میدانی مردم شناسان ایرانی است که نسلهای متفاوتی از آنها را در بر دارد. مردمشناسی ایرانی اکنون که مدت زمان قابل توجه ای از آن می گذرد ، نیازمند ثبت گونههای متفاوت رویکردهای میدانی، روششناسی، نظام نظری و پیشینه ادبی خود است. اگرچه انسانشناسانی چون دکتر نعمتالله فاضلی با چاپ آثار ارزشمندی به زبان انگلیسی در بررسی تاریخ انسانشناسی ایرانی اقدام کردهاند و میتوان به ضمیمه کتاب ارزشمند درآمدی بر انسانشناسی دکتر ناصر فکوهی و مصاحبه های وی در کتاب پاره های انسان شناسی نیز اشاره داشت و سلسله مقالات حمیدرضا دالوند در مجله فرهنگ و مردم، با این حال ثبت اسناد و تاریخ شفاهی مردمشناسی و انسانشناسی ایرانی از دو جهت مورد توجه باید قرار گیرد، نخست اهمیت ثبت تاریخی دورههای مردمشناسی و انسانشناسی ایرانی که در صورت بیتوجهی به این موضوع، جبران آن غیر ممکن خواهد بود و از سوی دیگر نقد ادبیات مردم شناختی و انسان شناختی ایران از زاویه درون بهگونهای که موقعیت انسان شناس روی زمین قابل ارزیابی و توصیف باشد.در مورد اهمیت این موضوع کافی ست به نسلی از انسان شناسان ایرانی فکر کنیم که در کتاب برای آنان یادنامه ای پس از مرگ تهیه شده و حال دیگر ما نمی توانیم پای سخن و کلام آنها بنشینیم :کلکی، افشار نادری،ضیاپور ،پاینده و... از سوی دیگر این خاطرات و تاریخ شفاهی، ضعفهای ادرای و ساختار مراکز انسانشناسی ایران را طی 100 سال اخیر به منظور رفع آن آشکار خواهند ساخت. از این روی میتوان خاطرات مردم شناسان ایرانی را گامی در راه ثبت تاریخ شفاهی انسان شناسی ایرانی تلقی کرد. این کتاب در فصل اول خود یادداشتهای انسان شناسان ایرانی را در بر دارد که بسیاری از ان دارای ارزش روش شناختی و موضوع شناختی هستند و از سوی دیگر نوع نگاه انسان شناسان و مردم شناسان ایرانی را در چند نسل متفاوت نشان میدهد. این کتاب میتواند تفاوت مردمشناسی پژوهشگاهی و دانشگاهی را نیز نشان دهد آنجا که مردم شناسان پژوهشکده مردمشناسی با اعضای انسانشناسی دانشگاهها مقایسه شوند. با این حال جای بسیاری از بزرگان در این بخش خالی است: دکترعلی بلوکباشی، دکترناصر فکوهی،یحیی مدرسی ، مرتضی فرهادی،نعمت الله فاضلی و...از سوی دیگر در بخش یاد نامه انسان شناسان متوفی نیز، گردآورنده و ویراستار میتوانستند تعداد مطالبی را که در کتاب گرد آمده بیفزایند و تنها به گزینش و جمعآوری مطالب منتشر شده بسنده نمیکردند.برای نمونه مباحثی که از مجله نافه در مورد بیژن کلکی و یا از یاد نامه پاینده انتخاب شده می توانست مطالب و مقالاتی را از مجلات و نشریات دیگر در مورد این افراد در بر گیرد.(هر چند مطالب نافه گرد اورده خود ویراستار کتاب در این مجله بوده است) از سوی دیگر افزایش بخشی با عنوان تاریخ شفاهی در قالب مصاحبه با اساتیدی چون دکتر روح الامینی و دکتر بلوکباشی و...میتوانست ارزش کتاب را بسیار بالاتر ببرد. موضوع حافظه و تاریخ شفاهی از مسایل بسیار مهم در ادبیات انسان شناختی است و این حوزه نیز با حضور انسان شناسان نظزیه پرداز می توانست غنی تر شود.با این حال حضور انسان شناسانی چون باجلان فرخی ،فرهاد ورهرام،محسن میهن دوست،عباس تحویلدار،امیلیا نرسیسیانس و ...بر غنای کتاب تاثیری بسیار مثبت نهاد ه است.
در پایان به نظر میرسد گردآوری تاریخ شفاهی انسانشناسی ایرانی به عنوان یکی از پروژه های خاص و برنامههای مهم آینده انسان شناسان ایرانی با مدیریت استادانی از این رشته که در میان تمام نسلهای این رشته مقبولیت داشته باشند ممکن خواهد بود. در این راه نسلهای جدید انسانشناسی ایرانی به یاری انسانشناسانی چون دکتر بلوکباشی، دکتر روح الامینی و...نیاز خواهند داشت و همت تمام نسل های انسان شناسی ایران لازم است.
|